عبد الحسين نوايى

43

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

امور مصالحه مأذون و مرخص گرديده‌اند به مكالمه و به اين امر اهم بر وجه اولى و انسب اتم گردد . لهذا بتاريخ روز جمعه ، هفدهم شهر صفر المظفر ، سنه هزار و سيصد و چهل از هجرت نبوى ، در ظاهر شهر همدان ، با بندگان والاشان عالى جاه مشار اليه مكالمه و بناى مصالحه بر دوازده شرط قرار و استقرار يافت . شرط اولى - آنكه بعد از انعقاد مواد صلح و اصلاح و تحرير و تسطير تمسك موثوقهء صلحنامه ، از طرفين محددين مجرب معتمد تعيين ، و تحديد حدود و توضيح علامات واضحه حد قرار داده ، اتمام مصلحت نمايند . شرط ثانى - آنكه به نحوى كه از زمان شاه اسماعيل ، الى زمان شاه سلطان حسين ، شاهان عجم نامه و مكتوب و مراسلات ، به ركاب كامياب گردون قباب شهنشاه ظل الله و وزراى اعظم تحرير و ارسال مىنموده‌اند « 1 » ، به همان نهج بعد اليوم ، سلوك مسلوك و مراعات رسوم مزبور به عمل آمده ، از جانب بندگان [ اشرف اقدس ارفع امجد اعلى ] و اولاد امجاد و اخلاف عالى نهاد ايشان ، در حين ارسال نامه و مكتوب به دربار گردون اقتدار بيضا اشتهار دولت ابدمدت عليه عاليه ، به وزراى اعظم و وكلاى افخم نيز مكتوب تحرير ، و از طرف دولت عليه به دستور معتادى كه به شاهان عجم مىنوشته‌اند ، به اعزاز و توقير تحرير و تسطير ارسال ، و به وزراى اعظم ايران كه عبارت از اعتماد الدوله است ، رقم مكتوب ننوشته مجرد وزراى اعظم دولت عليه به طريقهء وزراى سابق ، كه به وزراى شاهان عجم مىنوشته‌اند ، مكتوب تحرير و اعتماد الدولگان ايران ، توقع مكتوب پادشاهى ننموده ، مراعات اين دستور نمايند . شرط ثالث - آنكه حجاج بيت إله الحرام ، و زائرين روضهء منورهء سيد الانام كه از مملكت ايران تصميم عزم زيارت نمايند ، ايشان را از ممالك محروسة المسالك پادشاهانه اذن بوده ، رخصت همايونى دائما ارزانى و آمنا سالما بدون مانعى عبور و مرور نمايند .

--> ( 1 ) - ظاهرا به علت پريشانى اوضاع و در هم شكستن قدرت سياسى در ايران ، سلاطين عثمانى را عار مىآمده كه ديگر به عنوان وزيران اعظم ايران نامه فرستند .